تبليغاتX
سلطان معرفت

درس دوم

یه روز يه کشيش به يه راهبه پيشنهاد مي کنه که با ماشين برسوندش به مقصدش…
راهبه سوار ميشه و راه ميفتن…
چند دقيقه بعد راهبه پاهاش رو روي هم ميندازه و کشيش زير چشمي يه نگاهي به پاي راهبه ميندازه…
راهبه ميگه: پدر روحاني ، روايت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بيار… !
کشيش قرمز ميشه و به جاده خيره ميشه...
چند دقيقه بعد بازم شيطون وارد عمل ميشه و کشيش موقع عوض کردن دنده ، بازوش رو با پاي راهبه تماس ميده…!
راهبه باز ميگه: پدر روحاني! روايت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بيار!!!
کشيش زير لب يه فحش ميده و بيخيال ميشه و راهبه رو به مقصدش مي رسونه…
بعد از اينکه کشيش به کليسا بر مي گرده سريع ميدوه و از توي کتاب روايت مقدس ۱۲۹ رو پيدا مي کنه و مي بينه که نوشته: به پيش برو و عمل خود را پيگيري کن… کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادماني که مي خواهي ميرسي !!!
نتيجه اخلاقي اينکه اگه توي شغلت از اطلاعات شغلي خودت کاملا آگاه نباشي، فرصتهاي بزرگي رو از دست ميدي!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 10:55  توسط  سلطان معرفت  | 

ازدواج آهو و الاغ

آهو خيلي خوشگل بود . يک روز يک پري سراغش اومد و بهش گفت: آهو جون!

دوست داري شوهرت چه جور موجودي باشه؟


آهو گفت: يه مرد خونسرد و خشن و زحمتکش.


پري آرزوي آهو رو برآورده کرد و آهو با يک الاغ ازدواج کرد.

 شش ماه بعد آهو و الاغ براي طلاق سراغ حاکم جنگل رفتند.


حاکم پرسيد : علت طلاق؟


آهو گفت: توافق اخلاقي نداريم, اين خيلي خره.


حاکم پرسيد:ديگه چي؟


آهو گفت: شوخي سرش نميشه, تا براش عشوه ميام جفتک مي اندازه.


حاکم پرسيد:ديگه چي؟


آهو گفت: آبروم پيش همه رفته , همه ميگن شوهرم حماله.


حاکم پرسيد:ديگه چي؟


آهو گفت: مشکل مسکن دارم , خونه ام عين طويله است.


حاکم پرسيد:ديگه چي؟


آهو گفت: اعصابم را خورد کرده , هر چي ازش مي پرسم مثل خر بهم نگاه مي کنه.


حاکم پرسيد:ديگه چي؟


آهو گفت: تا بهش يه چيز مي گم صداش رو بلند مي کنه و عرعر مي کنه.


حاکم پرسيد:ديگه چي؟


آهو گفت: از من خوشش نمي آد, همه اش ميگه لاغر مردني , تو مثل مانکن

ها مي موني.


حاکم رو به الاغ کرد و گفت: آيا همسرت راست ميگه؟


الاغ گفت: آره.


حاکم گفت: چرا اين کارها رو مي کني ؟


الاغ گفت: واسه اينکه من خرم.


حاکم فکري کرد و گفت: خب خره ديگه چي کارش ميشه کرد.


نتيجه گيري اخلاقي: در انتخاب همسر دقت کنيد.


نتيجه گيري عاشقانه : مواظب باشيد وقتي عاشق موجودي مي شويد

عشق چشم هايتان را کور نکند.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 14:50  توسط  سلطان معرفت  | 

درس اول

 

 

یه روز مسوول فروش ، منشي دفتر ، و مدير شرکت

براي ناهار به سمت سلف قدم مي زدند…


يهو يه چراغ جادو روي زمين پيدا مي کنن و روي اون

رومالش ميدن و جن چراغ ظاهر ميشه…


جن ميگه: من براي هر کدوم از شما يک آرزو برآورده

ميکنم…


منشي مي پره جلو و ميگه: اول من ، اول من!

من مي خوام که توي باهاماس باشم ، سوار يه

قايق بادباني شيک باشم و هيچ نگراني و غمي از

دنيا نداشته باشم !


پوووف! منشي ناپديد ميشه ...!


بعد مسوول فروش مي پره جلو و ميگه: حالا من، 

من مي خوام توي هاوايي کنار ساحل لم بدم ، يه

ماساژور شخصي و يه منبع بي انتهاي نوشيدني !

داشته باشم و تمام عمرم حال کنم ...


پوووف! مسوول فروش هم ناپديد ميشه…


بعد جن به مدير ميگه: حالا نوبت توئه…


مدير ميگه: من مي خوام که اون دو تا هر دوشون

بعدازناهار توي شرکت باشن !!!

 


نتيجه اخلاقي: اينکه اول هميشه اجازه بده که

رئيست صحبت کنه !

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 14:48  توسط  سلطان معرفت  | 

 

مردی در ساحل رودخانه­ای نشسته بود که ناگهان متوجه شد مرد دیگری در

 چنگال امواج خروشان رودخانه گرفتار شده است و کمک می­طلبد. داخل

رودخانه شد و مرد را به ساحل آورد، به او تنفس مصنوعی داد. جراحاتش را

پانسمان کرد و پزشک را به بالینش آورد. هنوز حال غریق جا نیامده بود که

شنید دو نفر دیگر در حال غرق شدن در رودخانه­اند و کمک می­خواهند.

دوباره به رودخانه پرید و به زحمت آن دو نفر را نجات داد. اما پیش از آنکه

فرصت پیدا کند صدای چهار نفر دیگر را که در حال غرق شدن بودند، شنید.

بالاخره مرد آنقدر قربانی نجات داد که خودش خسته شده و از پا افتاد. ولی

صدای فریاد کمک از طرف رودخانه قطع نمی­شد.

 

به نظر شما توی اون رودخانه چه خبر بوده؟

 

کاش این مرد خیرخواه چند قدمی به طرف بالای رودخانه می­رفت و متوجه

می­شد که دیوانه­ای مردم را یکی یکی به آب می­اندازد. در این صورت این

همه انرژی صرف نمی­کرد و به جای رفع معلول به مبارزه با علت می­پرداخت

و جان افراد بیشتری را نجات می­داد.

 

بعضی وقتها سرمنشاء مشکلات و معایب ما ریشه در یک چیز واحد دارن.

شاید کمبودی در گذشته. عدم توجه دیگران در دوران بچگی و یا هزار و یه

مسئله دیگه. ما بیشتر انرژی و وقتمون رو صرف این می­کنیم که با مشکلی

که برخورد کردیم مقابله کنیم و تا میایم اون مسئله رو حل کنیم می­بینیم که

مشکلات دیگه دست و پای ما رو دارن می­بنده و ما رو کم کم خسته و

مأیوس می­کنه که هیچوقت نمی­تونیم در امر بهتر شدن موفق باشیم. ولی

اگر با کمی تفکر، ریشه مشکلاتمون رو پیدا کنیم موفق بشیم که راحت­تر به

هدفمون یعنی بهتر شدن برسیم.

 

به نظر شما اینطور نیست؟ 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 11:46  توسط  سلطان معرفت  | 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 9:4  توسط  سلطان معرفت  | 

 

**زندگي مثل دوچرخه سواري مي مونه ..واسه حفظ تعادلت هميشه بايد در حركت باشي ....آلبرت

انيشتين

**جرج آلن: اگر كسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با كلماتي كه ناگفته مي‌مانند، مي‌شكنند

 **ميان انسان و شرافت رشته باريکي وجود دارد و اسم آن قول است . توماس براس

 **شريف ترين دلها دلي است که انديشه ي آزار کسان درآن نباشد.  زرتشت

 **ملاصدرا مي گويد: خداوند بي نهايت است و لامكان و بي زمان اما به قدر فهم تو كوچك مي شود و به قدر نياز تو فرود مي آيد و به قدرآرزوي تو گسترده مي شود و به قدر ايمان تو كارگشا مي شود.

**روزی روزگاری اهالی یه دهکده تصمیم گرفتند تا برای نزول باران دعا کنند, در روز موعود همه مردم برای مراسم دعا در محلی جمع شدند و تنها یك پسر بچه با خودش چتر آورده بود و این یعنی ایمان.

 **بدبختي تنها در باغچه اي که خودت کاشته اي مي رويد.

 **وقتي كه زندگي برات خيلي سخت شد، يادت باشه كه درياي آروم، ناخداي قهرمان نمي‌سازه.

 **برگ در انتهای زوال می افتد و میوه در انتهای کمال ، بنگر که تو چگونه می افتی

**آدم ها را از آنچه درباره ديگران مي گويند بهتر مي توان شناخت تا از آنچه درباره آنها مي گويند.

**فریدریش نیچه : آشفتگی من از این نیست که تو به من دروغ گفته ای، از این آشفته ام که دیگر نمیتوانم تو را باور کنم.

**چیزی را که دوست داری به دست آور وگر نه مجبوری  چیزی را که به دست می آوری دوست داشته باشی.

**از زندگي هرآنچه لياقتش را داريم به ما ميرسد نه آنچه آرزويش را داريم.

**آن چه هستي هديه خداوند به توست و آن چه مي شوي هديه تو به خداوند.

**شکسپیر: همیشه به کسی فکر کن که تو رو دوست دارد، نه کسی که تو دوستش داری

**وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها ميكند پرهايش سفيد ميماند، ولي قلبش سياه ميشود....

** دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است- دكتر علي شريعتي

**اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید. (کورش کبير)

**نويسنده معروفي مي گويد: زن مانند کروات است هم زيبايي به مرد مي بخشد و هم گلويش را فشار مي دهد.

 **چارلي چاپلين: وقتي زندگي 100 دليل براي گريه كردن به تو نشان ميده تو 1000 دليل براي خنديدن به اون نشون بده

 **موفق كسي است كه با آجرهايي كه بطرفش پرتاب مي شود، يك بناي محكم بسازد.

**تمدن جديد زن را كمي عاقلتر كرده است، اما به واسطه آزمندي مرد، بر رنج زن افزوده است.

 **شکسپير:عشق مثل آبه، مي توني تو دستات قايمش کني ولي يه روز دستاتو باز مي کني مي بيني همش چکيده بي اينکه بفهمي دستت پر ازخاطرست.

 **زندگي مثل پياز است كه هر برگش را ورق بزني اشكتو در مي ياره.

**پيچ جاده، آخر راه نيست مگر اينكه تو نپيچي.

** لحظه هاراميگذرانديم تابه خوشبختي برسيم غافل ازاينكه خوشبختي درآن لحظه هابودكه گذرانديم. دكتر شريعتي

 ** اگر انسان ها در طول عمر خويش ميزان كاركرد مغزشان يك ميليونيوم معده شان بود اكنون كره زمين تعريف ديگري داشت. انيشتين

 **تا چیزی از دست ندهی چیز دیگری بدست نخواهی آورد این یک هنجارهمیشگی است.

 ** گشاده دست باش جاری باش کمک کن (مثل رود)، باشفقت و مهربان باش (مثل خورشید)اگر کسی اشتباه کرد آن را بپوشان (مثل شب) وقتی عصبانی شدی خاموش باش (مثل مرگ)متواضع باش و کبر نداشته باش (مثل خاک)بخشش و عفو داشته باش (مثل دریا)اگر می خواهی دیگران خوب باشندخودت خوب باش (مثل آیینه) مولانا

 **چهار چيز است که قابل بازيابي نيست سنگ پس از پرتاب شدن، سخن پس

از گفته شدن، فرصت پس از از دست رفتن، و زمان پس از سپري شدن.

 **اختلاف زن و مرد در اين است كه مردان هميشه آينده را مي نگرنند وزنان گذشته را بخاطر مي آورند.

 ** زن مخلوقي است كه عميق تر ميبيند و مرد مخلوقي است كه دورتر را ميبيند.

 **عالم براي مرد يك قلب است و قلب براي زن عالمي است.

 **عجب معلم سختگیري است اين طبيعت که اول امتحان ميگيرد بعد درس ميدهد.

 **به پسران در کودکي شير سگ دهيد، شايد در بزرگي وفا بياموزند. شکسپير

 **زندگي تاس خوب آوردن نيست، تاس بد را خوب بازي کردنه.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 13:5  توسط  سلطان معرفت  | 

 

چگونه یک زن رو خوشحال کنیم ؟!


براي خوشحال کردن يک زن...


يک مرد فقط نياز دارد که اين موارد باشد :

1. يک دوست

2. يک همدم

3. يک عاشق

4. يک برادر

5. يک پدر

6. يک استاد

7. يک سرآشپز

8. يک الکتريسين

9. يک نجار

10. يک لوله کش

11. يک مکانيک

12. يک متخصص چيدمان داخلي منزل

13. يک متخصص مد

14. يک متخصص علوم جنسي

15. يک متخصص بيماري هاي زنان

16. يک روانشناس

17. يک دافع آفات

18. يک روانپزشک

19. يک شفا دهنده

20. يک شنونده خوب

21.. يک سازمان دهنده

22. يک پدر خوب

23. خيلي تميز

24. دلسوز

25. ورزشکار

26. گرم

27. مواظب

28. شجاع

29. باهوش

30. بانمک

31. خلاق

32. مهربان

33. قوي

34. فهميده

35. بردبار

36. محتاط

37. بلند همت

38. با استعداد

39. پر جرأت

40. مصمم

41. صادق

42. قابل اعتماد

43. پر حرارت

بدون فراموش کردن :

44. تعريف کردن مرتب از او

45. عشق ورزيدن به خريد

46. درستکار بودن

47. بسيار پولدار بودن

48. تنش ايجاد نکردن براي او

49. نگاه نکردن به بقيه دختران

و در همان حال، شما بايد :

50. توجه زيادي به او بکنيد، و انتظار کمتري براي خود

 داشته باشيد

51. زمان زيادي به او بدهيد، مخصوصاً زمان براي خودش

52. اجازه رفتن به مکانهاي زيادي را به او بدهيد، هيچگاه

 نگران نباشيد او کجا مي رود.

بسيار مهم است :

53. هيچگاه فراموش نکنيد :

* سالروز تولد


* سالروز ازدواج


* قرارهايي که او مي گذارد



چگونه يک مرد را خوشحال کنيم :


1. تنهاش بذاريد!!!! )))))))

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 13:54  توسط  سلطان معرفت  | 

 

آرامش داشته باشید و ساکت بنشینید.

1- در متن زیر C را پیدا کنید. از مکان نمای موس استفاده نکنید.


OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO COOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO





2- اگر در متن بالا C را پیدا کردید، حالا 6 را پیدا کنید.


9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999
9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999
9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999
9999699999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999
9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999
9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999

 

3- حالا حرف N را بیابید. کمی مشکل‌تر از قسمت‌های بالا می‌باشد.


MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MNMMMM
MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM
MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM
MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM
MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM


 

این یک شوخی نیست. اگر شما قادر بودید که این سه تست را پشت سر

بگذارید، شما دیگر هیچ وقت نیاز به دکتر اعصاب و روان نخواهید داشت.

مغز شما عملکرد خوبی دارد و از بیماری آلزایمر در امان خواهید بود.

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 15:20  توسط  سلطان معرفت  | 

 

یک مرد روحانی، روزی با خداوند مکالمه ای داشت:

 "خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟"خداوند آن مرد روحانی را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد؛ مرد نگاهی به داخل انداخت. درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود؛ و آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد!

افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند. به نظر قحطی زده می آمدند. آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پُر کنند. اما از آن جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.

مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد. خداوند گفت: "تو جهنم را دیدی!"

آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد. آنجا هم دقیقا مثل اتاق
قبلی بود. یک میز گرد با یک ظرف خورش روی آن، که دهان مرد را آب انداخت!

افرادِ دور میز، مثل جای قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و تپل بوده، می گفتند و می خندیدند. مرد روحانی گفت: "نمی فهمم!"

خداوند جواب داد: "ساده است! فقط احتیاج به یک مهارت دارد! می بینی؟ اینها یاد گرفته اند که به همدیگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار تنها به خودشان فکر می کنند!"

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 15:17  توسط  سلطان معرفت  | 

سازنده‌ترين كلمه گذشت است، آن را تمرين كن.


پرمعني‌ترين كلمه «ما» است، آن را به كار ببر.


عميق‌ترين كلمه «عشق» است، به آن ارج بنه.


بي‌رحم‌ترين كلمه "تنفر" است، از بين ببرش.


خودخواهانه‌ترين كلمه "من" است، از آن حذر كن.


ناپايدارترين كلمه "خشم" است، آن را فرو ببر.


بازدارنده‌ترين كلمه "ترس" است، با آن مقابله كن.


با نشاط ترين كلمه "كار" است، به آن بپرداز.


پوچ‌ترين كلمه "طمع" است، آن را بكش.


سازنده‌ترين كلمه "صبر" است، براي داشتنش دعا كن.


روشن‌ترين كلمه " اميد" است، به آن اميدوار باش.


ضعيف‌ترين كلمه "حسرت" است، آن را نخور.


تواناترين كلمه " دانش " است، آن را فراگير.


محكم‌ترين كلمه "پشتكار" است، آن را داشته باش.


سمي‌ترين كلمه "شانس" است، به اميد آن نباش.


لطيف‌ترين كلمه "لبخند" است، آن را حفظ كن.


ضروري‌ترين كلمه "تفاهم" است، آن را ايجاد كن.


سالم‌ترين كلمه "سلامتي" است، به آن اهميت بده.


اصلي‌ترين كلمه اعتماد است، به آن اعتماد كن.


دوستانه‌ترين كلمه "رفاقت" است، از آن سوءاستفاده نكن.


زيباترين كلمه "راستي" است، با آن رو راست باش.


زشت‌ترين كلمه "دورويي"است، يك رنگ باش.


ويرانگرترين كلمه "تمسخر" است، دوست داري با تو چنين شود؟


موقرترين كلمه "احترام" است، برايش ارزش قايل شو.


آرام‌ترين كلمه " آرامش" است، به آن برس.


عاقلانه‌ترين كلمه "احتياط" است، حواست را جمع كن.


دست و پاگيرترين كلمه "محدوديت" است، اجازه نده مانع پيشرفت

بشود.


سخت‌ترين كلمه "غير ممكن" است، وجود ندارد.


مخرب‌ترين كلمه "شتابزدگي" است، مواظب پُل‌هاي پشت سرت

باش.


تاريك‌ترين كلمه "ناداني" است، آن را با نور علم روشن كن.


كشنده‌ترين كلمه "اضطراب" است، آن را ناديده بگير.


صبورترين كلمه "انتظار" است، منتظرش بمان.


قشنگ‌ترين كلمه "خوشرويي" است، راز زيبايي در آن نهفته است.


تميزترين كلمه "پاكيزگي" است...


رساترين كلمه "وفاداري" است، سر عهدت بمان.


تنهاترين كلمه "گوشه‌گيري" است، بدان كه جمع هميشه بهتر از

فرد بودن است.


هدفمندترين كلمه "موفقيت" است، پس پيش به سوي آن...

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 13:19  توسط  سلطان معرفت  |